با سلام لطفا خودتان رامعرفي كنيد؟

بنام خدا

من عباس عباسی قهرمانلو متولد سال 68 و اهل اردبیل( شهرستان گرمی، روستای مسجدلو) هستم. بنده در آزمون ارشد امسال شرکت و با رتبه 12 از دانشگاه علوم پزشکی تهران رشته اپیدمیولوژی قبول شدم. من لیسانسم رو دررشته مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی در دانشگاه علوم پزشکی تبریز خوندم.



سال گذشته هم در کنکور شرکت کردید؟

خیر امسال سال اولم بود و خدا رو شکر همون سال اول قبول شدم.



امسال آزمون چه فرقی با آزمون سال قبل داشت؟

رویه آزمونهای اپیدمیولوژی همه ساله یکسان بوده ولی سال گذشته کلا سبک سوالات عوض شده بود ولی امسال هم مثل همه دوره ها بود.



آيا سر جلسه آزمون استرس زيادي داشتيد؟ اگر داشتيد بر كيفيت پاسخگويي شما به سوالات تاثير هم داشت؟ بله من چون از یه رشته دیگه و غیر مرتبط اومدم به این رشته سر جلسه کنکور استرس زیادی داشتم، تا اونجا که دستم هم اول امتحان می لرزید. درجواب دادن به سوالات مبانی که درس اول در کنکور اپیدمیولوژی هستش خیلی دقت و شک می کردم حتی سوال تکراری که سالهای قبل اومده بود اولش نزدم و موقعی که 30 سوال مبانی رو خوندم دیدم که 12 سوال رو جواب دادم دوباره از اول شروع کردم ولی استرسم کم شده بود و یه کم با آرامش بیشتر سوالها رو جواب دادم. میتونم بگم که استرسم تقریبا تاثیری بر کیفیت پاسخگویی ام نداشت و تونستم کنترلش کنم.



قبل از کنکور چه رتبه ای را برای خودتان متصور بودید؟ و بعد از آن چه طور؟

من از دو سال قبل که برای خوندن ارشد اپیدمیولوژی شروع کردم برای رتبه یک شدن برنامه ریزی کرده بودم. به محض بیرون اومدن از جلسه امتحان هم به دوستام که با هم امتحان داده بودیم می گفتم آمار رو 100 زدم و از دانشگاه تهران قبول میشم و احتمال زیاد رتبه یک شم.



به نظر شما اگر سال آينده دوباره در اين آزمون شركت كنيد بازهم موفق ميشويد؟


طبیعتا بله. چون امسال تجربه زیادی را سر جلسه امتحان تجربه کردم. اینم بگم که اکثرهمکلاسیهایم که رتبه شون بهتر از من شده سال دوم یا بیشتر هست که کنکور دادن و قبول شدند. پس مشخص میشه که تجربه شرط مهمی در قبول شدن است.

در مورد نحوه درس خواندن خود كمي توضيح دهيد، مثلا از چه زماني قبل از آزمون شروع به خواندن كرديد و روزانه چند ساعت مطالعه داشتيد و...؟

من ترم 3 مدیریت بودم که تصمیم گرفتم برا ارشد اپیدمیولوژی بخونم. ترم 4 بودم کتاب گوردیس رو یه بار خوندم تا بفهمم اپیمیولوژی چیه؟ شاید خنده دار باشه ولی خب من از مدیریت داشتم میومدم و هیچ پیش مینه ای نداشتم. بالاخره از ترم 5( پاییز 88) بطور منظم و با روش برنامه ریزی که داشتم شروع به خوندن درسام کردم. اوایل حدود 4 تا 5 ساعت( روزانه) می خوندم. چون درسای خودمون هم بود و بیشتر از اون نمی تونستم. این روند تا پایان سال تحصیلی ادامه داشت و تابستون هم با برنامه روزانه 6 ساعت خوندم و از اول مهر 89 روزانه 7 تا 8 ساعت خوندم تا عید. من چون خوابگاهی بودم و سه ماه بود که خونه نرفته بودم در ایام عید با برنامه روزانه 6 ساعت خوندم البته اواخر عید( دو سه روز) 4 تا 5 ساعت رو به زور می رسیدم. بعد از عید که دوباره برگشتم خوابگاه، روزانه 9 تا 10 ساعت تا یه روز قبل کنکور خوندم. پنج شنبه 2 تیر 90( روز قبل کنکور) تا ساعت 3 بعد از ظهر خوندم.



نظر شما در مورد شركت در آزمونهاي آزمايشي در طول دوره مطالعه چيست؟


هر کسی روش مطالعه و برنامه ریزی خودش رو داره. به نظر من هر کس اراده کنه که قبول شه حتما قبول میشه. در خصوص آزمونها اگه معتبر و علمی باشه میتونه کمک کننده باشه ولی من خودم هم سال گذشته نمی دونستم که آیا آزمونی هست که معتبر و استاندارد باشه



درآزمون امسال زبان انگليسي را چند درصد زديد؟ براي اين درس با چه روشي مطالعه ميكرديد؟

64 درصد. من زبان انگلیسی رو خیلی دوست داشتم و از ترم 5 با جعبه لایتینر شروع به خوندن زبان کردم. البته هر روز می خوندم و آخر هر شب با جعبه لایتینر لغات رو مرور می کردم تا ملکه ذهنم بشن.



در چه مكاني مطالعه ميكرديد(سالن مطالعه يا در منزل و يا اتاق خوابگاه...)؟

من قبلا اصلا نمی تونستم رو میز مطالعه درس بخونم و خیلی زود خسته می شدم ولی از پاییز 89 که وضعیت خوابگاههای تبریز بدتر(شلوغتر)شد، تصمیم گرفتم برم کتابخونه و اونجا درس بخونم. اوایل خسته می شدم ولی کم کم عادت کردم و تا کنکور در کتابخونه درس می خوندم.



به تنهايي مطالعه ميكرديد يا به همراه شخص يا اشخاص خاصی پيش ميرفتيد؟ چقدر مفيد بود؟

من با چند از دوستام در کتابخونه دانشکده بهداشت درس می خوندیم(تا بهمن ماه) بعد ازاون با دو تا از دوستام آقایان حجت حیدری و سلمان جعفر پور رفتیم کتابخونه مرکزی دانشگاه علوم پزشکی تبریز و تا کنکور در مکانی آرام و تقریبا بدون سر و صدا درس می خوندیم. ساعات و مدل درس خوندن ما 3 نفر به هم مربوط نبود و فقط تایم استراحت و خوردن چای و عصرانه مون با هم بود. به خاطر اینکه ورزشی هم داشته باشیم شبها بعد از تمام کردن درسا با هم پیاده می رفتیم خوابگاه(20 تا 30 دقیقه). فکر می کنم این روش برای هر سه نفرمون مفید بود. چون نیروی مثبت به هم می دادیم و وقت استراحت رو هم معمولا با خنده سپری می کردیم. یادش بخیر خاطره ی خوبی بود.



کلا چه روشی را برای داوطلبان توصیه میکنید؟


برای دانشجویان کارشناسی بهداشت عمومی یه نظر من مهمترین کاری که می تونن انجام بدن کنار گذاشتن غرور کاذبی هست که متاسفانه در اکثر دانشجویان این رشته وجود دارد. البته من قصد توهین و بی احترامی رو به هیچ کس و هیچ رشته ای ندارم. همه می دونن که تقریبا تمام داوطلبان اپیدمیولوژی دانشجویان کارشناسی بهداشت عمومی هستن. در تبریز هم اکثر دانشجویان بهداشت عمومی اینجوری بودن و به من هم موج منفی می دادند. ولی در نهایت از کلاس بهداشت عمومی تبریز حتی یک نفر هم قبول نشد. اینو بخاطراین گفتم که دانشجویان بهداشت عمومی این غرور رو کنار بگذارند و درس بخونن چون نابرده رنج گنج میسر نمی شود..... روش مطالعه: به داوطلبان توصیه می کنم که بصورت پیوسته درس بخونن و هر روز سعی کنن بهتر( نه الزاما زیادتر) از دیروز بخونن. همچنین توصیه می کنم در هر روز همه مواد درسی ( نه همه کتابها) رو حتما بخونن. مثلا در هر روز قسمتی از یک کتا ب از مبانی و قسمتی از یک کتاب از آمار و قسمتی از یک کتاب از بهداشت و ..... بخونن. بهتره ساعات مطالعه رو خود داوطلب بر اساس نقاط قوت و ضعف خودش تنظیم کنه. لازم هم نیس که حتما کتاب خاصی رو در مدت زما ن مشخص تمام کنید. اصلا هم برای تست زدن عجله نکنید و تا زمانی که همه کتابهای یک ماده درسی رو حداقل یکبار تموم نکرده اید تست زدن رو شروع نکنید.



از چند وقت قبل از آزمون شروع به تست زدن كرديد؟

تقریبا از اواسط زمستان شرع به تست زدن کردم. ولی قبلا برای آشنایی با نحوه سوالات بعضی از تستهای سالهای گذشته رو گذرا نگاه کرده بودم.



اگر فرضا دوباره به زمان قبل از اين آزمون برگرديد درمورد نحوه درس خواندن خود چه تغييري ميدهيد؟

هیچ تغییری نمیدم و با همون روش میخونم. چون من به این روش عادت کره ام و خدارو شکر هم در آزمون سراسری و هم در آزمون ارشد که از این روش استفاده کردم جواب داده.



به داوطلبان متقاضي ورود به اين رشته چه توصيه ديگري داريد؟

صبر داشته باشند. ممکنه در این مسیر هر سختی و مشکلی پیش آید با توکل به خدا مسیر رو ادامه دهند و اصلا نا امید نباشند چون بعد از هر سختی و مشقت راحتی و آسایش هست.



چه کسانی در قبول شدن شما در این آزمون نقس بسزایی داشتند؟


اول از همه باید از خدای بزرگ تشکر کنم که این موفقیت رو نصیب من کرد. بعد از اون از پدر بزرگوار و مادر مهربان و 3 برادر عزیزم که همیشه حامی و پشتیبان من در این مسیر بودند نهایت تشکر و قدردانی رو میکنم. ان شاالله که روزی بتونم جواب زحماتشون رو بدم. از خانم خیابانی مسئول بهداشت مدارس مرکز بهداشت برادران شهید ابراهیمی تبریز که جرقه اولیه خوندن برای اپیدمیولوژی رو در من بوجود آوردند تشکر میکنم. در پایان از همه دوستانم مخصوصا دوست و برادر بزرگوارم آقای حبیب عبدلزاده نهایت سپاسگذاری رو دارم.