صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 19 از 19

موضوع: اعتراف.......

  1. mosafer2 آواتار ها
    mosafer2
    عضو جدید
    دی ۱۳۹۵
    1
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mersede نمایش پست ها
    اعتراف می کنم که پارس مدیک با شما تا همیشه فقط با تغییر اسم![url=http://yoursmiles.org/t-flowers.php][/url]
    پارس مدیک،ساینس و ایران طبیب و...و....؟!
    ولی همه در راستای یک هدف...فرقی نداره اسمش چی باشه ولی کاش همیشه باشه
    اعتراف می کنم که جای خیلی ها خالیه
    من به نوبۀ خودم [URL="http://www.xn--pgboj2fl38c.net/"]کیش[/URL] اطلاع رسانی کردم...شما هم یادتون نره دوستانمونو
    خودم که اینجوری اطلاع رسانی شدم
    اِ فلانی راستی سایت هنوز هستاااااااا....یعنی این من بودم[url=http://yoursmiles.org/t-agressive.php][/url]
    خب دیگه...هر چه از دوست رسد آخرش نیکوست!
    سلام Science
    سلام دکتر ادمین بزرگوار
    سلام به همۀ مدیران
    و سلام به همۀ دوستان و همکاران

    [url=http://yoursmiles.org/t-heart.php][/url]

    ان شاا.. که به محیطی مفید برای تبادل اطلاعات تبدیل میشه
    #11 ارسال شده در تاريخ ۱۹-دی-۱۳۹۵ در ساعت ۱۱:۳۲

  2. dr.de آواتار ها
    dr.de
    عضو ثابت
    فروردین ۱۳۹۵
    85
    خوب زمان ثبت نام دستیاری هم رسید و ثبت نام کردیم خدا آخرو عاقبت همه را به خیر کند . حیف که امسال گروه های تلگرامی نگذاشتند این سایت اون جور که باید پا بگیره . به شخصه هیچ وقت یک تار موی سایت هایی مثل ساینس و پارسمدیک را با هزارتا کانال تلگرامی عوض نمی کنم .

    امیدوارم دوستان هم تا امروز خوب خونده باشن .

    مشکل من در مرور و تست زدن دیگه مزمن شده ! نمی دونم چرا به مرور که می رسم انرژیم ته می کشه . اصلا بی حوصله می شم و انگیزه ام را از دست میدم . تصمیم دارم از فردا صبح ساعت کوک کنم و با کرونومتر درس بخونم شاید انگیزه ای برایم باشه . هنوز نتوانسته ام نظمی در درس خواندنم ایجاد کنم . حالا دیگه خیلی نزدیکیم به امتحان و اضطرابم زیاده . احساس تنهایی زیادی می کنم که با هیچ چیزی پر نمی شود بیشتر دلم می خواهد رزیدنت بشوم که بروم پیش دوستانم !!! این خانه نشینی ها آدم را افسرده می کند .

    اعتراف می کنم دلم گرفته برای خاطر همه چیز و حادثه پلاسکو از همه بدتر بود ...
    #12 ارسال شده در تاريخ ۰۹-به‍من-۱۳۹۵ در ساعت ۱۷:۳۶

  3. Fariba آواتار ها
    Fariba
    عضو جدید
    به‍من ۱۳۹۵
    1
    نقل قول نوشته اصلی توسط dr.de نمایش پست ها
    خوب زمان ثبت نام دستیاری هم رسید و ثبت نام کردیم خدا آخرو عاقبت همه را به خیر کند . حیف که امسال گروه های تلگرامی نگذاشتند این سایت اون جور که باید پا بگیره . به شخصه هیچ وقت یک تار موی سایت هایی مثل ساینس و پارسمدیک را با هزارتا کانال تلگرامی عوض نمی کنم .

    امیدوارم دوستان هم تا امروز خوب خونده باشن .

    مشکل من در مرور و تست زدن دیگه مزمن شده ! نمی دونم چرا به مرور که می رسم انرژیم ته می کشه . اصلا بی حوصله می شم و انگیزه ام را از دست میدم . تصمیم دارم از فردا صبح ساعت کوک کنم و با کرونومتر درس بخونم شاید انگیزه ای برایم باشه . هنوز نتوانسته ام نظمی در درس خواندنم ایجاد کنم . حالا دیگه خیلی نزدیکیم به امتحان و اضطرابم زیاده . احساس تنهایی زیادی می کنم که با هیچ چیزی پر نمی شود بیشتر دلم می خواهد رزیدنت بشوم که بروم پیش دوستانم !!! این خانه نشینی ها آدم را افسرده می کند .

    اعتراف می کنم دلم گرفته برای خاطر همه چیز و حادثه پلاسکو از همه بدتر بود ...
    سلام...اگه اضطراب زیاد دارید کورنومتر عامل تشدید کننده میشه
    این مدت باید از نظر روحی برای اضطراب مدیریت کنید....سه ماه وقت کمی نیست با آرامش ازش استفاده کنید استرس همه چی رو خراب میکنه
    #13 ارسال شده در تاريخ ۱۱-به‍من-۱۳۹۵ در ساعت ۰۹:۴۳

  4. dr.de آواتار ها
    dr.de
    عضو ثابت
    فروردین ۱۳۹۵
    85
    ممنون فریبای عزیز چه حیف دیر سرزدم ...

    اعتراف می کنم استرس سرجلسه نابودم کرد ... ای کاش یه کم زودتر درس خوندنم رو شروع می کردم اون وقت الان کاسه چه کنم دست نمی گرفتم ...
    #14 ارسال شده در تاريخ ۳۰-اردیبهشت-۱۳۹۶ در ساعت ۱۷:۵۶

  5. dr.de آواتار ها
    dr.de
    عضو ثابت
    فروردین ۱۳۹۵
    85
    اعتراف می کنم دیروز و امروز دو روز از بدترین روزهای زندگیم بودن . اضطراب زیادی برای نتایج دارم . هرچند به قول حضرت مولوی :

    ای هیچ برای هیچ بر خویش مپیچ
    #15 ارسال شده در تاريخ ۰۳-خرداد-۱۳۹۶ در ساعت ۰۰:۴۰

  6. Mahboobeh.m آواتار ها
    Mahboobeh m
    عضو جدید
    خرداد ۱۳۹۶
    بیرجند
    2
    خیلی هم عالی
    #16 ارسال شده در تاريخ ۰۴-خرداد-۱۳۹۶ در ساعت ۱۴:۵۰

  7. dr.de آواتار ها
    dr.de
    عضو ثابت
    فروردین ۱۳۹۵
    85
    اعتراف می کنم این قدر خسته هستم که دلم می خواد شبانه روز بخوابم . واقعا نمی دونم نتیجه امتحانم چی میشه ولی حتی حس چند بار ویرایش هم نداشتم . خستگی این راه توی تنم موند . جوری که هیچ وقت به یه خاطره خوب تبدیل نخواهد شد . حقیقت اینه که من قدر بقیه مردم دنبال پول و مقام نیستم ولی این وضعیت عمومی موندن هم برای من عذاب آوره میون آدمایی که زبونت رو نمی فهمن و خیلی کوته فکرند و تو مجبوری هرکاری میخوان براشون انجام بدی و همه ساز و کارها هم ازشون حمایت می کنه واگر هم حرف بزنی محکوم میشی . دلم می خواد الان توی یه جزیره آروم بودم کنار ساحل دریا به امواج گوش می دادم و حرکت درختای نارگیل رو با باد تماشا می کردم . از این آدما خسته شده ام .
    #17 ارسال شده در تاريخ ۱۳-تی‍ر-۱۳۹۶ در ساعت ۱۹:۳۱

  8. dr.de آواتار ها
    dr.de
    عضو ثابت
    فروردین ۱۳۹۵
    85
    اعتراف می کنم ازاین که بیهوشی قبول بشم واقعا می ترسم . همه اش خدا خدا می کنم طب کار رو بیارم حتّی اگه بندرعباس باشه . یا خدا به من کمک کن . هوا ابریه و واقعا دلم گرفته . این که فردا نتیجه ها رو میدن معنیش اینه که از اوّل شهریور باید بریم بخش؟ خیلی ترسناکه اونم واسه من بعد از این همه سال . اصلا نمی دونم شرایط اجاره کردن خونه تو یه شهر غریب چه جوریه . همه چیز به نظرم ترسناک میاد . از سوی دیگه اگه قبول نشم هم وضعیت بد دیگری خواهم داشت
    #18 ارسال شده در تاريخ ۲۱-مرداد-۱۳۹۶ در ساعت ۱۷:۴۳

  9. dr.de آواتار ها
    dr.de
    عضو ثابت
    فروردین ۱۳۹۵
    85
    اعتراف می کنم الان که رزیدنت شدم می فهمم که میشد از درس خوندن برای رزیدنتی لذت برد اعتراف می کنم خیلی چیزا رو فدای رزیدنتی کردم که نباید می کردم
    #19 ارسال شده در تاريخ ۱۴-آذر-۱۳۹۶ در ساعت ۰۰:۲۴

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

طراحی شده توسط تیم نرم افزاری science.ir