ايدز بيماری ای است که اصطلاحا به آن (استثنای بيماريها) مي*گويند. راه*هاي انتقال آن و روند درمانی که هر روز متحول ميشود سوالات بسياری را از جمله درباره حق شهروندی مبتلايان مطرح کرده است...

نيويورک تايمز، 21 مي 2011
مترجم: مرجان يشايائی/ بايد قربانيان بعدی را از آلودگی به ايدز نجات داد

در ايالات *متحده، طبق هيچ قانونی نمي*توان فرد را مجبور به انجام آزمايش ايدز کرد، در صورتیکه در دهه 1940 با شيوع بيماری سيفليس و قبل از به بازار آمدن
آنتی بيوتيک*ها، تقريبا در تمامی ايالت*هاي آمريکا بدون نتيجه منفی آزمايش، مجوز يک ازدواج رسمی صادر نميشد.



امروزه شواهد زيادي به دست آمده که حدس و گمان*هاي متخصصان درباره درمان ايدز را به قطعيت نزديک مي*کند اگر HIV مثبت هستيد، مصرف داروهاي ضدويروس نه فقط زندگي خودتان بلکه زندگي شريک زندگي*تان را هم نجات مي*دهد. تحقيقي که در ماه گذشته به صورت موردي روي مصرف*کنندگان دارو انجام شد، نشان مي*دهد مصرف برخي داروهاي ضدويروس مي*تواند خطر انتقال بيماري به شريک جنسي را تا 96 درصد کاهش دهد. هر چند اين خبر خوبي براي زوج*هايي بود که يکي از آنان آلوده به ويروس است اما پزشکان را با ابهامي اخلاقي روبرو کرد:

با بيماراني که به دليل نداشتن علايم بيماري يا ترس از عوارض جانبي مصرف دارو را شروع نکرده*اند، چه بايد کرد؟ يک پزشک مسوول با بيمار حامل ويروس که ارتباطات جنسي فعال دارد، چه کند؟ با توصيه به استفاده از کاندوم خيالش راحت باشد که بيمار از راه راست خارج نمي*شود؛ يا با توسل به موعظه و خواهش و تمنا بيمار را مجاب کند که راه*هاي انتقال بيماري را ببندد؟ هر پزشکي مسووليت بيمار خود را بر عهده دارد اما ديوانسالاري عريض و طويل دولتي مسوول سلامت عمومي کل کشور است. شيوع ايدز 30 سال است که در آمريکا قتل*عام مي*کند. حقوق چه کسي را بايد حفظ کرد؟ حق خود بيمار براي درمان داوطلبانه به عنوان يک اصل مسلم اخلاقي؟ شريک زندگي يا قرباني که با خشونت مورد تجاوز قرار گرفته يا افراد ديگري که در معرض ارتباطات اتفاقي هستند و ممکن است آلوده شوند؟ درنهايت آيا بايد مبتلايان را براي حفظ ساير افراد جامعه مجبور به استفاده از دارو کرد؟



راه*حل چيست؟

روش*هاي جديد پيشگيري، سوال*هاي قبلي را که سال*ها مکتوم مانده بودند دوباره مطرح کرد. با درمانگران بسياري مصاحبه شد و بسياري از آنها معتقد بودند مجبور کردن بيمار براي شروع درمان منزجر*کننده است.

دکتر کوهن از دانشگاه کاروليناي شمالي و سرپرست تيم تحقيقي که به تاثير کنترل 96 درصدي داروها پي برد، مي*گويد: «اين بحث در دهه 1980 هم مطرح شد. درمان اجباري در آن زمان غيرقابل تصور بود. هنوز هم هست. اجبار بيمار به مصرف دارو عملي قرون وسطايي و نقض حقوق شهروندي است.» دکتر وفا* الصدر که چند دهه است بيماران مبتلا به ايدز را از محله فقيرنشين هارلم نيويورک تا کشورهاي آفريقايي درمان مي*کند، براساس تجربه*هايش مي**گويد: «بيمار سرکش، عاقبت به راه مي*آيد، فقط بايد پيگير شد و با او صحبت کرد. هر فشاري باعث فرارش خواهد شد.» به جز مسايل اخلاقي و حقوق بيمار، عملي بودن راه*اندازي درمان اجباري طولاني*مدت مطرح است. دکتر باير، استاد اخلاق پزشکي دانشگاه کلمبيا مي**گويد: «اگر با مصرف يک قرص روند انتقال بيماري مهار مي*شد، امکان درمان اجباري نيز قابل*بررسي بود.» ولي متاسفانه اين*گونه نيست و تحت فشار قرار دادن فرد براي در پيش گرفتن يک درمان طولاني*مدت، علاوه بر موانع اخلاقي، با موانع عملي بزرگي روبروست. پزشکان زيادي معتقدند اين اخلاقي نيست که تمام تلاش خود را صرف مداواي اقليت کوچکي از مبتلايان کنيم، وقتي اکثر بيماران از اين امکانات محروم*اند، 8 هزار آمريکايي در صف انتظار دارو قرار دارند و براي ميليون*ها نفر ديگر که بيشترشان از مردم آفريقا هستند، اميد زيادي براي دسترسي به داروهاي ضدايدز وجود ندارد. درمان داوطلبانه يک اصل خدشه*ناپذير نيست و قانون در برخي موارد دست درمانگران را براي مجبور کردن بيمار به درمان باز گذاشته است. مثلا در نيويورک با مشاهده موارد مقاوم به درمان سل، بيماراني را که حاضر به همکاري نبودند، در بيمارستان بلوو حبس کردند يا پس از آنکه يک بيمار رواني زن جواني را کشت، مسوولان درمان را بدون رضايت او با حکم دادگاه يا کميسيون پزشکي انجام دادند. کودکاني که از مادران مبتلا به هپاتيت B متولد مي*شوند، داروهاي لازم را بايد ظرف 12 ساعت دريافت کنند و همين*طور طرح واکسيناسيون کودکان اجباري است. جنجالي*ترين پرونده درباره سرباززدن از درمان، مربوط به آشپزي است که به علت آلودگي به حصبه 25 سال حبس کشيد؛ نه براي اينکه درمان شود و نه به دليل حمله به مأمور بهداشت، بلکه آنکه با ادامه کار با نام جعلي، 51 نفر را آلوده کرده بود.

برخي کارشناسان معتقدند شايد بتوان با توجه به راه*هاي سرايت بيماري*هاي مختلف، درباره اجبار مبتلايان به درمان برخوردهاي متفاوتي داشت. اگر در کنار يک بيمار مسلول در آسانسور بايستيد، ممکن است بيماري به شما منتقل شود، ولي فقط در صورت داشتن يک رابطه جنسي کامل به ويروس ايدز آلوده مي*شويد. آيا مي*توان به افراد در مورد افشاي ابتلايشان به ايدز يا حس مسووليت*شان در حفاظت از ديگران اعتماد کرد و به اين وسيله قربانيان بعدي را از آلودگي نجات داد؟

با وجود همه اما و اگرها هنوز هم بيشتر پزشکان معتقدند بيمار حق دارد براي درمان اقدام نکند.

منبع:
http://www.salamatiran.com